-

-

رابرت دنیرو، فوق ستاره بازیگری سینما برای دومین بار با فیلم «چوپان خوب» در مقام كارگردان پشت دوربین قرار گرفته است تا این بار تاریخچه سازمان سیا بخصوص روزهای اولیه شكل گیری آن و این كه این سازمان مهم چطور زندگی یك نفر را در بزرگسالی اش تحت تأثیر قرار داد، به تصویر بكشد. دنیرو نه تنها این فیلم را كارگردانی كرد، بلكه تهیه كننده آن نیز بود و اگرچه نقش كوچكی را هم ایفا می كند، اما همین نقش كوچك بسیار مهم و حیاتی بود.

-

برای مطالعه ی کل مطلب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

-

-

رابرت دنیرو، فوق ستاره بازیگری سینما برای دومین بار با فیلم «چوپان خوب» در مقام كارگردان پشت دوربین قرار گرفته است تا این بار تاریخچه سازمان سیا بخصوص روزهای اولیه شكل گیری آن و این كه این سازمان مهم چطور زندگی یك نفر را در بزرگسالی اش تحت تأثیر قرار داد، به تصویر بكشد. دنیرو نه تنها این فیلم را كارگردانی كرد، بلكه تهیه كننده آن نیز بود و اگرچه نقش كوچكی را هم ایفا می كند، اما همین نقش كوچك بسیار مهم و حیاتی بود. مصاحبه زیر با این بازیگر - كارگردان درباره دومین تجربه فیلمسازی اوست:
چرا به نظر شما داستانی درباره روزهای اولیه شكل گیری سازمان سیا می تواند برای مردم جذاب باشد تا بتوانند براحتی با آن ارتباط برقرار كنند
- مسلماً چون فیلم خودم است، باید بگویم همین طور است و این داستان برای مردم جذاب است، اما حقیقت این است كه واقعاً نمی دانم این داستان تا چه حد می تواند برای مردم جذاب باشد. البته فكر هم نمی كنم كه خالی از جذابیت باشد، چون این چیزهایی كه این روزها در دنیا در حال اتفاق افتادن است و در كل توجه دوباره ای كه معطوف سازمان سیا و فعالیت های آن شده، دیدن فیلمی با این موضوع را برای مردم جذاب تر می كند. صحنه ای در این فیلم هست كه یك بازجویی به شیوه بازجویی مأموران زندان ابوغریب انجام می گیرد. ما خیلی تحقیق كردیم و دنبال شیوه های دیگر برای نشان دادن این پروسه بازجویی گشتیم، اما بازجویی در زندان ابوغریب تنها چیزی بود كه به ذهنمان رسید، چون یك شیوه مؤثر و البته خیلی وحشتناك بود.
● شما به عنوان بازیگری كه به كارگردانی روی آورده، چه شیوه ای را به هنگام كار با بازیگران فیلم تان به كار می گیرید آیا دوست دارید آنها دقیقاً مثل خود شما و به سبك بازیگری شما ایفای نقش كنند
دوست دارم این طور فكر كنم كه بازیگران باید آزاد گذاشته شوند تا خودشان شیوه بازیگری شان را انتخاب كنند، اما تعجب نمی كنم اگر یكی بگوید: چطور باید این صحنه را بازی كنم این هم بخشی از پروسه كار است، اما در نهایت این خود آنها هستند كه باید سبك و استیل بازی و آنچه را كه با آن راحت هستند را پیدا كنند.
● چطور شد كه به این نتیجه رسیدید «مت دمون» بهترین گزینه برای بازی در نقش اول این فیلم است
اول قرار بود این نقش به لئوناردو دی كاپریو برسد كه او نتوانست و سراغ مت رفتم و او قبول كرد. بازیگران زیادی نیستند كه بخواهم با آنها كار كنم و خوشحالم كه این فیلم را با او ساختم.
● حالا چرا دمون
چون او از عهده بازی در این فیلم بر می آید. اگر چند گزینه بازیگر داشتم كه می توانستم با آنها بازی كنم، باز هم مت دمون را انتخاب می كردم، چون او برای بازی در این فیلم ساخته شده است. اگر بازیگر دیگری را انتخاب می كردم، شاید نمی توانستم آنقدر راحت و پرانرژی با او كار كنم و شاید سطح كار خیلی پائین تر می آمد.
● و انتخاب آنجلینا جولی برای بازی در نقش همسر كلوور
در مورد او هم همین طور بود. او همیشه می خواست این نقش را بازی كند و علاقه و تمایل خودش را به این نقش نشان داد. در حقیقت او با بازی خیلی خوبش مرا غافلگیر كرد.
مت دمون نقش مردی را بازی می كند كه سعی می كند رازهای بسیاری را پنهان كند. با مت دمون چقدر برای ایفای درست نقش ادوارد ویلسون كار كردید یا او را آماده كردید
گاهی خیلی چیزها گفته نمی شود و كسی كه با او كار می كنید، آنها را می داند، درك متقابل. یك توضیح كلی در مورد فضا و انتظارات خودتان را می دهید و او همه آنها را می گیرد.
● در جریان سال ها تحقیق و مطالعه چه چیزهایی درباره ساختار و آدم های سازمان سیا فهمیدید
یك چیز مهمی كه فهمیدم، این بود كه آدم هایی كه در كار اطلاعاتی هستند، شخصیت های جالبی دارند و خیلی هم باهوشند. در مورد مخفیانه و محرمانه بودن فعالیت هایشان هم سعی كردم در این فیلم آن را نشان دهم، اما به شیوه ای دیگر. در تمام فیلم های جاسوسی كه دیده ام، همیشه این حس با تماشاگر هست كه بالاخره یكی كشته می شود و همیشه این تلافی عمل وجود دارد، اما در این فیلم دنبال این بودم كه نشان دهم راه های دیگری هم برای دادن تاوان هست. درست مثل اتفاقی كه برای جاسوس روسی آلكساندر لیتویننكو افتاد.
● در مورد این كه چقدر از اطلاعات مربوط به سازمان سیا باید در این فیلم گنجانده شود، چطور به نتیجه رسیدید و آیا به خاطر محدودیت زمانی لازم بود چیزی حذف شود
باید خیلی چیزها را حذف می كردم، اما همه آنها را در نسخه اوریژینال كه به صورت دی وی دی عرضه خواهد شد را می گذارم. این فیلم با این كه درباره سازمان سیا است، اما داستان دیگری را نیز در دل خود دارد و من نمی خواستم كه تماشاگر گیج شود.
البته همین نسخه كوتاه شده هم چیزهایی دارد كه ممكن است تماشاگر چیزی از آنها سر در نیاورد، اما همیشه قرار نیست در یك فیلم پاسخی به همه پرسش های طرح شده ارائه شود. در این فیلم توجه بر روی برخی شخصیت ها بیشتر و بر روی برخی دیگر كمتر است و این منطقی است اما برای تماشاگرانی كه می خواهند آن داستان كلی را هم داشته باشند، چیزی برای عرضه خواهم داشت.
● فیلم شما درباره این است كه سازمان سیا در حقیقت از یك تشكل مخفیانه به نام «Skull and Bones» كه در دانشگاه ییل شكل گرفت، پا گرفته است.
- یك جورهایی. خیلی از آنهایی كه عضو سازمان خدمات استراتژیك (OSS) - سازمانی كه پیش از سیا شكل گرفت - بودند، فارغ التحصیل دانشگاه های ممتازی همچون ییل، پرینستون و هاروارد بودند.
● برای ساخت این فیلم و افزایش دایره اطلاعات تان درباره سازمان سیا، مشاوری هم داشتید
بله. او میلت بیردن یكی از مأموران بازنشسته سازمان سیا بود كه با هم به پاكستان و افغانستان رفتیم. همچنین به شوروی سابق رفتیم و در آنجا با تنی چند از همقطاران قدیمی میلت كه عضو KGB بودند، آشنا شدم. آنها علایق جالبی در كار مبارزه با تروریسم داشتند و در كل سفر جالبی بود.
● آیا شباهت هایی میان «چوپان خوب» و «پدرخوانده» كاپولا از نگاه خودتان وجود دارد
همه چیز با كاپولا و پروژه اریك روت شروع شد و بعد خیلی دیگر از كارگردانان به سراغ همین سوژه رفتند. بین همه این فیلم ها شباهت هایی هست، چون غیر از این نیست. منظورم این است كه پدرخوانده درباره یك تشكل مخفیانه بود و این درباره نوع دیگری از تشكل های مخفیانه است، اما خیلی آمریكایی است.
● این فیلم را با وقفه ای طولانی پس از «داستان بروتكس» در سال ۱۹۹۳ ساختید. چرا
چون در حقیقت داشتم ۸-۷ سال روی «چوپان خوب» كار می كردم.